نیایش   

به حول حالنای یا مقلب القلوبت که میرسم نفسی تازه میکنم...

 و به خاطر می آورم از نفس افتاد گانت را که در آرزوی بارشی مهربان بر کویر سینه هایشان به پنجره چشمها دخیل انتظار بسته اند.

 

یا مقلب القلوب و الابصار

 آیا وقت آن نرسیده که به رویش جوانه های گندم بر چشمها و قلبهایمان جوانه هایی از نور برویانی؟؟؟

 

یا مدبر اللیل والنهار

 آیا زمان آن فرا نرسیده که سیب سرخ عشقت را به کاسه آب زندگیمان بیفکنی؟؟؟

 

یا محول الحول والاحوال

 دیر زمانی است که تنگ بلور صبرمان چشم انتظار ماهی قرمز وصل است.

 

خدای برگهای سبز!!!

حول حالنا الی احسن الحال!

لینک
شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۸ - سارا

       


تیر تو پیکر عباس به آن روز انداخت

این که اندازه تیر است تمام بدنش...

 

لینک
یکشنبه ٦ دی ،۱۳۸۸ - سارا

       

بیایی و خانه بارانی شود از وزش تو...

بیایی و خانه طوفانی شود از طپش من!

 

لینک
پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ - سارا

   نه این و نه آن...   

 

اللهم عجل لولیک الفرج!

که نه این یکی و نه آن یکی...

لینک
پنجشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸۸ - سارا

   دعوت   

وقتی دعوت کردی که تحویل سال را با تو باشم دانستم که خبری هست...

دانستم که امسال قرار است این سارای کوچک یکی از سین های هفت سین تو باشد.

لبیک لا شریک لک لبیک!!!

لینک
سه‌شنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٧ - سارا

       

به روی نیزه نشسته

          تمام باور زینب ...

 

لینک
دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٧ - سارا

   باران   

باران که می بارد تو می آیی          

  باران گل باران نیلوفر

باران مهر و ماه آئینه                       

  باران شعر و شبنم و شبدر

Rainy Day

لینک
یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٧ - سارا

   دوباره کاروان...   

...و دوباره کاروانی در راه است،

    و از این حوالی می گذرد_

    تا هزار و سیصد و شصت و هشتمین سالگرد

   تولد انسان

را

بر سر نیزه ها به نظاره بنشیند !!

لینک
یکشنبه ۸ دی ،۱۳۸٧ - سارا

   مسیح   

«من بنده خدایم؛ او کتاب آسمانی به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است!( آیه 30)
    مرا – هر جا که باشم – وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (آیه 31)
    و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده نه جبار و شقی! »

 

Golden Glow

 

" Yes Virginia, There is a Santa Claus"

 

presents and all

 

لینک
سه‌شنبه ۳ دی ،۱۳۸٧ - سارا

   ...   

یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

 

Watermelon Stars

لینک
شنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٧ - سارا