مامور آمار

با چنان کندی سرسام آوری کار میکند که حوصله ام سر میرود.سوالهای نه چندان ضروری.!!! از مادربزرگهایم میپرسد که سالهاست زیر خروارها خاک زلزله مدفون هستند.مادر زیاد از این سوالها خوشش نمی آید و در عکس العمل به این سوالها دلیل میخواهد. و دخترک هاج و واج مادر را مینگرد و تلاش میکند به خاطر بیاورد حرفهایی را که سفارش شده در پاسخ مردم بگویند... ولی انگار زیاد هم باهوش نیست. سر را به جلیقه سورمه ای رنگ خود فرو برده و پس از یک مکث تقریبا طولانی میگوید:این سرشماری بخاطر ایجاد آبادانی در کشور است... بخاطر اینکه میخواهند بدانند چه تعداد خانه بسازند...که چند نفر در هر خانه زندگی میکنند...و ......

با شنیدن کلمه زندگی خنده ام را فرو میخورم....!!!                               

اگر سرشماری زنده هاست پس با محل زندگی مرده ها چکار دارند؟؟؟؟!!!!!

آقای رییس جمهور نیازی به سرشماری نیست...نتیجه سرشماری را من به شما میگویم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

مردم زیادی در این کشور زنده هستند و به قطره ای عشق بیش از نان شب محتاجند...آنها را دریابید.

                             والسلام.

344621-39-20.jpg

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
مهسا آرش پور

سلام سارای عزیزم متن قشنگتونو خوندم ... مرسی از این همه احساس پاک... با آرزوی موفقیت

نانی

سارا عالی بود کوبنده ... ولی ميترسم آخر ترورت کنن ... سارا من لازمت دارم سارا تنهائی ميميرما ... خودت رو به کشتن نده

بهار

آقای رييس جمهور منظورشون چيز ديگست و شما بينش ندارين ...