بیایی و خانه بارانی شود از وزش تو...

بیایی و خانه طوفانی شود از طپش من!

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
سهند

گفت " خردان " در طویله نیمه شب: دوستان یک لحظه بر بندید لب تا کی از درد شما باشم پریش ؟ تا کی از غم، سینه باشد ریش ریش؟ آخر ای خرها چرا خر نیستید؟ در خریت حرف آخر نیستید؟ مثل خرها نیست پالان پشتتان سم نباشد از چه بر انگشتتان هیچ باری نیست بر دوش شما؟ بسته بر ارباب آغوش شما ؟ خوانده ام صد بار من " خرنامه " را چیده ام صد بار این برنامه را دوش در بیلبورد خود مطلب زدم روز چون کورید، آن را شب زدم برده ام یاران من ایامی مدید لذت عر عر در اسلوب جدید عر عر سی سل دوفا سی سل دو فا بعد از آن جفتک زدن با هر دو پا یونجه خوردن، فک زدن باعرّ و گوز خواندن " خر نامه " در سبک بلوز آه ای یاران شما کم خوانده اید راه را معکوس و بیجا رانده اید خوانده اید انواع " آدم نامه " را