افسوس که ما ...

Leaves, Shadows and Reflections

چه شیرین است !

چه شیرین تر می توانست باشد ...

                      افسوس که ما تلخی آن را می چشیم ...

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

تا همين جا هم دير شده و ديگه اميد ندارم. اين شايد يه انتظار بيهوده باشه. نميدونم. واسم دعا کن

نگين

سلام چه قدر وبلاگتون قشنگه. خوبين؟ شادين؟ زندگی خوب ميگذره؟

شهرام

همه رفتند کسی دورو برم نیست چنین بی کس شدن در باورم نیست یه روز دورو برم صدتا رفیق بود ببین امروز مرا تنهای تنها عجب بالا و پاییین داره دنیا عجب این روزگار دل سنگه با ما

مريم

سلام عزیزم ببخشید که دیر به دیر به شما سر می زنم سرم خیلی شلوغ است باز هم از وبلاگ خیلی قشنگت خیلی ممنون ادم را ارام می کنه دستتون درد نکنه خیلی زیبا است ممنون

Azadeh

Sara joooooooooooooooooooooooooonam dooset daram HAVARTA!

محمد ش

سلام خدمت دوستم خوبم سارا بعد از مدتها دوربودن از مجموع دوباره بخت ياري کرد در اين شب عزيز درخدمت دوستان باشم پيشاپيش شب يلدا را به شما وخانواده محترمتان تبريک ميگوييم . در مورد متن بايد بگم تاثير گذار است اما اين ما خود انسانها هستيم که چگونگی تلخی وشيرينی زندگی را تعيين ميکنيم بايد استناد کنم به مثل معروف(( زندگی سخت ميگيرد برمردم سخت گير))

یادش به خیر عهد جوانی که تا سحر با ماه می نشستم از خواب بی خبر کنون که می دمد سحر از سوی خاوران بینم شبم گذشته ز مهتاب بی خبر این سان که خواب غفلتم از راه می برد ترسم که بگذرد ز سرم آب بی خبر

مهرناز

گذشته و آینده باید به خودشون سپرده شن! باید توی زمان حال زندگی کرد و افسوس و حسرت رو فراموش کرد.

غزال

[ماچ]سلام سارا جون غزال هستم از ایمیلم باید شناخته باشیم این هم از نظر i love you k[قلب]gh[هورا][هورا][خنده][تعجب][عینک][چشمک][ناراحت][قلب]