گفته بوديد...

گفته بوديد كه به زندگي زيباتر نگاه كنم.

...

ديروز كه باران باريد چترم را هم زنداني كردم

تا شايد باران چشمانم را بشويد

تا من هم به زندگي زيباتر بنگرم!!!

                 Abstract Rain

/ 2 نظر / 5 بازدید
مانی

سلام سارا جان قشنگ بود و زيبا من فردا امتحان ميان ترم دارمو حال درس خوندن نيست ديدن وبلاگت بيشتر می ارزه موفق باشی راستی آپ تو آپ کردم قربونت مانی

سماء

سلام سارا جان خیلی باحال بود حکایت چشمان خیس ماست. که عشق را در بچگی تجربه کردند و نفهمیدند که هیچ است .هیچ هیچ ............. ): رسم اين شهر عجيب است بيا برگرديم/قصد اين قوم فريب است بيا برگرديم/عشق بازيچه شهر است ولي در ده ما/دخترعشق نجيب است بيا برگرديم/کرمها دردل هرکوچه اقامت دارند/روستا مامن سيب است بيا برگرديم/چه حسابيست دراين شهرکه درمبحث جبر/ جاي بعلاوه، صليب است بيا برگرديم