بسم الله

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...

Wet

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
razieh

salam sara khanom man razieh hastam otagh202 gofte bodin sare be veblageton bezanam jaleb bod

sahar

Hi I really enjoyed the design and texts Good Luck

تهمينه

سلام من که خيلی از لينکات خوشم آمد اميدوارم موفق باشی هد web log رو برای دوستای ديگم هم می فرستم مطمئن هستم اونا هم خوششون مي آد

نجمه

کليدهای مشکی پيانو روزهای سخت زندگی را به ياد من مي آورد؛کليدهای سفيد روزهای خوش را.اما ترکيب نواختن کليدهای سياه و سفيد است که موسيقی زندگی را مي نوازد. (ناپلئون بناپارت) سلام! اميدوارم که هميشه خوب خوب باشيد! وبلاگتون خيلی خوشکل بود.خيلی دوست داشتم! فکر ميکنم احساساتم خيلی شبيه شماست. منم کلی از اين نوشته ها دارم ولی همش تو دفتر! راستی......!!!! دلم براتون تنگ ميشه ولی بازم همديگر و میبینیم: مگه نه؟؟؟؟ فعلا........

ساغر

عشق ورزيدن را از کوير بياموزيم که دريا بودنش را به گرمای آفتاب بخشيد. سلام! وبلاگتون خيلی محشر بود.وقتی داشتم ميخوندمش نميدونستم بايد لبخند بزنم يا...؟؟؟!!!! دلم براتون يه دنيا تنگ ميشه! به اميد ديدار مجدد.