قصه ی سینا

 

نگاهی می کند و آهی می کشد...

و یک آه دیگر...!

دلش انگار تنگ شده برای در آغوش کشیدن سینای کوچک .

دستانش را دراز می کند...حالا کمی بیشتر...

سینا کوچولو خنده ای می زند و به آغوشش می پرد!!!

...

و خدا علی سینا را به آغوش می کشد ! 

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم مشتاق عسکری

سحر جان تو آنقدر پاک و خوب بودی که خدایکی از پاک ترین و زیباترین فرشته هایش را برای برخورداری از محبتت برایت فرستاد.ولی سینا آنقدر خوب بود که خدا نتوانست دوریش را خیلی تحمل کند.حالا که سینا با فرشته های معصوم بازی می کند تو با صبوری کاری کن که دل نگرانت نباشد.ما همه دوستت داریم.

نازنین دهداری

ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد انکه پر نقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگارچه کرد سحر عزیزم همه در غمت شریکیم

الهام کامران

و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت.مرگ پایان کبوتر نیست.

سحر

عزیزان مهربانم,از لطف و همدردی همه شما بی نهایت سپاسگزارم.دلم برای چشمان مهربان و دست های کوچکش تنگ شده و حاضرم تمام زندگیم را بدهم تا بتوانم فقط برای چند لحظه پسر قشنگم را در اغوش بگیرم و برای چند هزارمین بار به او بگویم که چقدر عاشقش هستم و زندگیم بدون او مرگی تدریجی و زجراور است.شاید با محبتی که همیشه در قلب کوچکش می دیدم پیش من بازگردد و دیگر هرگز تنهایم نگذارد...شاید...

پاسخگوی دینی

ضمن عرض تسلیت به پدر و مادر سینای عزیز و آرزوی صبر و سلامتی برای آن دو عزیز ، حدیثی از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) تقدیمشان می کنم ، امید که مرهمی بر دل داغدارشان باشد : رسول خدا (ص) فرمود: در روز قیامت به آن فرزندانی که قبل از سن تکلیف از دنیا رفته اند ، گفته می شود « وارد بهشت شوید » . فرزند داخل بهشت نمی شود و می گوید: « خدایا تا زمانی که پدر و مادرم به بهشت وارد نشوند ، من داخل نمی شوم » . (خدا به خاطر آن طفل پدر و مادرش را می آمرزد) و به او می گوید : « خود و پدر و مادرت وارد بهشت شوید ». سپس آن فل همراه با پدر و مادرش وارد بهشت می شوند . ( بحار الانوار ج 82 ص 118 ).

مریم شریف

سحر جون!هر چند باور اینکه سینای عزیز دیگه بین ما نیست خیلی سخته اما حتم دارم سینا کوچولو تو بهشت خدا همبازی فرشته ها شده و تو آغوش خدا آرام گرفته مطمئنا بی قراری و دلتنگی شما آرامش رو از سینا کوچولو میگیره0 از خدای بزرگ برای شما و خانواده محترمتان طلب صبر و آرامش میکنم.

گلناز پوست فروش

سحر جان فقط دعا می کنم خدا بهت صبر بده.با گذشت این مدت هنوز باورم نشده.همه ما رو در غمت شریک بدون.

زهره پیروی

شاید روزی که سهراب نوشت :تاشقایق هست زندگی باید کرد .....خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت : هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست ......... سحر جان من 4 تا از دختر عمو و پسر عموهام را از دست دادم 10ساله ،12ساله ،17ساله . و آخری که 28 ساله بود و باور کن که همشون بهترین بودن مثل سینا ....و ما دلیلشو هیچوقت نفهمیدیم و نخواهیم فهمید ......

زهرا بیات پور

تو در راهی من رسیده ام اندوهی در چشمانت نشست , رهرو نازک دل! میان ما راه درازی نیست :لرزش یک برگ.

رها

رفتن هم حرف عجیبی ست... زندگی تا وقتی ادامه داره که بفهمیم چرااومدیم.چرا آفریده شدیم.چرا عشق می ورزیم.چرا زندگی رو زندگی می کنیم ...نه با واژه ها.که با همه ی وجود... اونوقت وقتی بفهمیم دیگه وقت رفتنه... اون فرشته ی کوچولو زودتر از همه ی ما فهمید...واسه همین زودتر از همه رفت...