بابا نوئل

امروز هم همان جاست ، درست مثل هميشه.

امروز هم مثل هر روز همان جاي هميشگي

در انتظار مهرباني دستهايي غريبه

(اگر بشود اسمش را مهرباني گذاشت)

وهمان لبخند هميشگي...

 حتي نميتواند حرف هم بزند.

راستي اگر پيرمرد لب به سخن ميگشود...

آنوقت خيلي از سوالها پاسخشان را پيدا ميكردند.

آنوقت حتما ميدانستم كه چرا كسي به سن و سال او

بايد بي خانمان باشد.

چرا اينگونه آواره؟

چرا محتاج دستهاي رهگذران؟ آنهم در اين سن و سال؟

The little things you share or give, helps the poor survive and live

امروز فكر تازه اي دارم...

پيرمرد اگر آنور آب بود اين روزها ميتوانست بابا نوئل باشد!

آخر اين نگاه مهربان و آن خنده هاي با صفا حيف است كه

گوشه خيابانهاي سرد هدر رود!!!

Dancing Santa

/ 9 نظر / 5 بازدید
مهسا

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واسه ات بخونه

وحيد

تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند. سری به من هم بزن

نجمه

غربت را نبايد در شهری غريب جستجو کرد.همينکه عزيزت نگاهش را به ديگری فروخت تو غريبی. هميشه به ياد شما.

مريم

سارا جون خيلی تحت تاثير قرار گرفتم خيلی قشنگ بود

ميثم متاجی

سلام دوست عزيز. خواندم و لذت بردم. موفق باشی.ممنون از اينکه خبرم کردی.

ميثم متاجی

سلام دوست من . خوبی. با شعر هايی از خودم و دوستان بسیار گرانقدرم مهدی موسوی ( نوشهر ) - داريوش معمار و دکتر شهرام بشرا ( مدیر سایت ادبی دیگران)به روزم و منتظر حضورت.موفق باشی.

رويا

باهات موافقم.................سکوتم از رضايت نيست دلم اهل شکايت نيست...............

ميثم متاجی

سلام دوست بزرگوار. ستون داستانک روزنامه کارگزاران با عنوان دوشنبه ها زیر نظر بنده منتظر اثار شما و دوستان شما می باشد. اثار ارسالی باید حداکثر 150 کلمه و به شیوه داستانک یا داستان های مینیمال باشد . قلم شما و دوستان داستان نویس تان باعث افتخار این ستون خواهد بود. ادرسا برای ارسال اثر : dastan_kargozaran@yahoo.com موفق باشيد .