نشنيدم...

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم ،

                                     حرفی از جنس زمان نشنیدم !

Anyone Home?

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی

سلام سارا جان ما هم نشنيديم ولی بايد گوشات تيز باشه شايد . . . من آپم و منتظر قربونت مانی

اهدا

اتل متل برای چشم سیاه تو اتل متل خواندم تو گریه کردی و من باز هم غزل خواندم طلوع شعر مرا هم کمی محل بگذار اگر چه مثل خروسان بی محل خواندم تو از سفینه ی گریه برای من گفتی من از کتیبه ی خنده بغل بغل خواندم نه فیلسوف و نه عارف قلندری مستم برای کشف نگاه تو بی جدل خواندم اگر چه صبح رسید و حرام شد خوابم برای چشم سیاه تو لا اقل خواندم

شهناز

فرنگيس

سلام نویسنده در اینجا عکسی قرار داده که می تواندبه ما،در مفهوم جملات کمک کند دو دیدگاه وجود دارد یا این پنجره بسته به کنایه آمده است یعنی پنجره بسته است که در اینجا تلاشی نشده است که با مردم سخن بگوید همیشه پشت درهای بسته فریاد زدن هیچ بازخوردی ندارد و دیدگاه دوم اینکه آیا واقعاً پنجره بازترین پنجره بوده یا از دیدگاه نویسنده به این شکل دیده شده است از این که بگذریم هنر سخن گفتن با مردم هنری است بسیار سخت که انسانها به دلیل اینکه هرگز کامل نیستند نمی توانند این هنر را از آن خود کنند به زبان مردم سخن گفتن کاری است بسیار سخت،بسیار سخت.

Sara

az aksaye weblogetoon khwyli khosham miad albate neshteha ham daste kami nadaran 4 1 shoma.

كوقه

من عاشق اين عكس شدم ... نمي تونم بگم ولي حس فوق العاده اي ميده

علی

قابل توجه فرنگيس خانم... من که نويسنده را از نزديک زيارت نکرده ام اما خدمت ايشان ارادت بسيار دارم. ولی فکر ميکنم اين تعبير هم ميتواند صحيح باشد که هر زمان که از پنجره باز سخنت را نشنيدند پنجره را می بندی و بی خيال افراد پشت پنجره ميشوی. نظر شما چيست؟

محمد ش

شايد حق با شما باشد شايد هم مردم دارای مشکل بودنند شايد هم ماهستيم که مشکل داريم و...