قفل...

می بینمش که سخت در تفکر است...

می پرسم : چرا؟

می گوید : کلید بختم به دست یکی افتاده که

نه قفل را می گشاید نه کلید را پس می دهد !!!

Forgotten Fence

/ 49 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مينا

هی اومدم ... ولی هنوز قفل ... کجايي؟

آرش كمانگير

سلام عزیز وبلاگ زیبایی دارید امیدوارم هر کجا هستی موفق باشی اگه زحمتی نیست به ما سری بزن هیچ هدیه ائی زیباتر از گل نیست و آن را نثارت می کنم [بدرود]منتظرتم

کولی پابرهنه

سلام .. زيبا بود نوشتتون در سبک خودش ... اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ... (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) ------ با تبادل لينک چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

نازیلا

لطف داری عزیزم....

نرگس شقایق قاصدک

درود همسایه شايد چون عاشق نشدم اينو ميگم اما معتقدم کليد دل هر کسی جر در دست خودش نيست کليد بخت هم بی ربط به کليد دل نيست موجز و زيبا بود سپاس از حضورتون در پناه مهر باشيد

محمد ش

سلام خیلی وقته آپ نکردی . امیدوارم همیشه سربلند باشی.

Azadeh

Sara joon adame saaf o saade delesh asan klid nadare ke bekhad biofte daste kasi! Dare delesho ba mohabbat be rooye hame baaz mikone! Ama tu in saal o zamoone ma adamaye in tippi az in karemoon hich kheyri nadidim! Mage na?

رسول(غريبه)

سلام اولين حضور من تو وبلاگ شما مايلی تبادل لينک بکنيم؟ هيچ كس ويرانيم را حس نكرد وسعت تنهائيم را حس نكرد در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نكرد در هجوم لحظه هاي بي كسي درد بي كس ماندنم را حس نكرد آن كه با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس

سهند

ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد در دام مانده صيدي صياد رفته باشد از آه دردناکی سازم خب دلت را روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد امشب صدای تيشه از بيستون نيامد شايد به خواب شيرين فرهاد رفته باشد شادم که از رقيبان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد

پرنيان

انديشيدن به پايان هرچيزی شيرينی حضورش را تلخ می کند ُبگذار پایان ترا غافلگیر کند درست مانند آغاز . نوشته هاتون جالب و پر معنی بود .موفق باشيد