اگر تب داريم...

Evolution

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم
ديده ام گاهی در تب ، ماه می آيد پايين،

می
 رسد دست به سقف ملكوت.
ديده ام، سهره بهتر می خواند
.
گاه زخمی كه به
 پا داشته ام
زير و بم های زمين را به من آموختهاست.
گاه در بستر بيماری من، حجم گل چند برابر شده است.
و فزون تر
 شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس

/ 4 نظر / 6 بازدید
توحيد

سلام دوست عزيز . وبلاگ زيبا و آموزنده ای داری.تبريک ميگم. ممنونم که به وبلاگ من هم سر زدی. شاد و موفق باشی.

نانی

سارااااااااا من که بد تبی دارم !!!!!!!!!!

ورودی ۸۳

شعر از سهراب سپهری باید اسم شاعرشو می گفتی

سما

بازم سلام خيلی وبلاگ توپی و خيلی با احساس حرف زدی.دوستت دارم سارا جان. ): آرام آرام ميميرم بي آنکه خود در حسرت لحظه اي بودن سخن از مرگ بگويم آري اينجا غمکده بودست و من غمزده اي در سکوت تار آن تشنگي را بر لب جويبار مزه مزه مي کنم مثل حرفهاي سفيد داخل تخته سياه مثل اشکي نرم روي صخره ي سنگ آنگه جويبار پر آبي شوم ره ميابم داخل قلب کوير از کجا ميداني ؟؟؟ شايد آنجا هم شقايق باشد در پي قطره ي آبي ، مونس و پروانه اي مرگ مي آيد ولي بين که من خندان به سويش مي دوم